آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان عاشقت می مانم بگذار بگریم.
بگذار بگریم و آرام اشک بریزم. با رفتن تو تنها شدم و تنهایی را شناختم.
مرغ خونین بالی درون سینه ام بیقراری میکند ، بی تابی های او راه گلویم را بسته است. نفسهایم به شماره افتا ده اند و هیجان غم جدایی مرا به این سو و آن سو می کشد. حرفها دارم می خواهم لب بگشایم و سخن بگویم...............
می خواهم او را باری دیگر ببینم
آه میان واژه هایم غم جدایی موج می زند.
می خواهم آرام بگیرم اما ، مانده ام که به دل چه بگویم؟!!!!
چو قطره ام من و درد جدایی دریاست شگفت نیست که در خاطرم نمی گنجد !؟! نظرات شما عزیزان: چهار شنبه 7 تير 1391برچسب:, :: 17:35 :: نويسنده : هادی
![]() ![]() |